سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان

امروز عشق می بارد از آسمان

و رحمت موج خواهد زد

پرستو ها عاشق می شوند

و نسترن ها آواز سر می دهند

دانه های تسبیح را یکی یکی برای سلامتی ات صلوات خواهم فرستاد

پدر امتی

عجب پدری

نورچشم نه تنها ایرانیان

که مسلمین جهانی

و از دعای خیرت عالمی بهره می برند

حضرت ماه،

امام خامنه ای

میلادت مبارک

 

پ.ن1: در شناسنامه حضرت، تاریخ تولدشان تیرماه ثبت شده است، که البته صحیح نمی باشد.

پ.ن2: تاریخ قمری صحیح تولد رهبر معظم انقلاب

28صفر1358 هجری قمری است

و با پیگیری از مرکز تقویم مؤسسه فیزیک دانشگاه تهران

آن تاریخ را با شمسی تطبیق داده

و در می یابند،ایشان 

چهارشنبه29 فروردین1318 متولد گردیده اند.

پیشتر هم شنیده می شد که امام خامنه ای/حفظه الله/

تاریخ تولدی که برایشان نقل می شود را 

ننادرست خوانده بودند، اما در شناسنامه همان تاریخ را ثبت نموده اند.

 

سلامتی و طول عمر

حضرت ماه،

امام خامنه ای/حفظه الله/

اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم 




تاریخ : یکشنبه 95/1/29 | 8:27 صبح | نویسنده : باران | نظر

تولدت مبارک

 

            حضرت سید علی




تاریخ : یکشنبه 95/1/29 | 8:10 صبح | نویسنده : باران | نظر

لب ما و قصه زلف تو، چه توهمی، چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی، چه عنایتی!

به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام
و به خال کنج لبت سلام، که نشسته با چه ملاحتی

به جمال، وارث کوثری، به خدا محمد دیگری
به روایتی خود حیدری، چه شباهتی، چه اصالتی!

بلغ‌العلی به کمال تو، کشف‌الدجی به جمال تو
به تو و قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی


شده پر دو چشم در ازل، یکی از شراب و یکی عسل
نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته قرابتی

تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی
تو که با دل همه راحتی، تو قیام کن که قیامتی

زد اگر کسی در ِخانه‌ات، دل ماست کرده بهانه‌ات
همه جا گرفته نشانه‌ات، به چه حسرتی، به چه حالتی!

نه مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن
ز درت بیا و ردم نکن، تو که آستان سخاوتی

 


 

شاعر: قاسم صرافان




تاریخ : پنج شنبه 94/7/16 | 2:12 عصر | نویسنده : باران | نظر

فدایِ آن صلابتی که رعب دل دشمنان است و دلگرمیِ عاشقان...

فدایِ آن نگاهی که قلب ها به عشقش می تپند...

فدایِ آن خشمی که جز برایِ دشمنان و منافقان نیست...

فدایِ آن لبخندهای ِ آب بر آتش در برهه هایِ سخت...


من به فدایِ

أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ /و/ رُحَماءُ بَینَهُم بودنت... برخلاف عده ای...

فدایِ تو شدن شیرین است اما جان ناقابل من کجا درخور توست...؟؟؟

چه خوشبختیم ما که تکیه گاهی داریم از جنس شما...

وچقدر دلم می سوزد برای او که تو را نشناخته...


رهبرا:

بودنت امیدواریِ ماست در هر زمان

هر گاه سخن می گویی از یاد می بریم غم هامان را..

زمان مهم نیست،

88 باشد و فتنه و عَلَم شدن بی بصیرت ها/

دی باشد و بیداری ملت/

آینده نگری ات باشد که آمریکا آمریکاست و شیطان صفتی ذات اوست و عدم اعتماد به او/

پیش از مذاکره و بعد از آن...


یا حتی زمانی که داغ داریم و مصیبت زده ایم از بی کفایتیِ آل سعود...

و دلهامان مالامال از اندوهست

لب که می گشایی می دانیم هنوز می توان عاشق بود چون شما هستی


ای که دنیایِ استکبار از اشاراتت می لرزد

روی غیرت ما حساب کن...

ما عمار توایم ...عمارهایی که تا میثم تمار شدن  ایستاده اند...

اینجا ایران است

همان جایی که نامش ویران میکند نقشه های دشمنان را

و ما ایستاده ایم


دنیا بداند:

در کسب خرسندیِ رهبرمان *سیدعلی* زن و مرد السابقون السابقون می شویم و تشنه لبخند رضایتش هستیم

و در این راه فرقی نمیکند مقابلمان چه کسیست دشمن خارجی یا بی بصیرت داخلی

به گوش باشید

سربازان امام خامنه ای صبرشان لبریز است و منتظر اشاره ای هستند از سرورشان


آمریکا آمریکاست با تمام ظالم بودنش

دست دوستی به  دشمن دیرینه مان نخواهیم داد

 

 

باران/مهر/94




تاریخ : یکشنبه 94/7/12 | 3:8 عصر | نویسنده : باران | نظر

.....من دختری بی قرار پدر.....


چه کبوترانه پر گشودی

تا چند روزِ پیش هولِ آمدنت بودم و حالا دلم درگیر نیامدنت شده...

آن آمدنی که چشم براهش بودیم چقدر تغییر کرده

حلقه گلی که قرار بود زینت گردنت باشد، جایش را به رُز و گلایل داده

وتزیین سنگی می شود که اسمت بر آن حک شده...


چه زود گذشت روزهایِ با تو بودن


دلهره هایم را تسکینی نیست


اعتراضی هم نیست که چرا رفتی؟

چرا تنها؟

من که خوب می دانم قرار نبود تا همیشه بمانی

اما آن آخرین عکست در فرودگاه عجیب می لرزاند این دل را

همان عکسی که قرار است تا همیشه بر قلب دیوار اتاقم بماند...

 

آنچه آرامش می بخشد به خانه پیام تسلیت رهبر و مقدایمان

سید علی خامنه ایست

همدردیشان ما را بس است که آسان تر شود تحمل این غم و جدایی...


آه که چقدر حرف دارم

ولی نمی دانم چرا مثل همیشه گفتنشان آرامم نمی کند

شاید واژه ها عادت کرده اند همیشه کنارت بنشینم و یکی یکی کنار هم بچینمشان و تقدیمت کنم...


قبول کردم، دیگر بجایِ زانویت سر بر سنگی می گذارم که مجبورم به پذیرفتنش...


فقط یک سوال:

بابای خوبم

می دانستی دخترها چقدر بابایی اند و رفتی...؟؟؟

پ.ن: چه کسی می داند چند دختر این روزها زبان حالشان چیزیست شبیه این دلنوشته؟؟؟

شادی روح شهدای مکه و منا صلوات

باران

3/مهر/94




تاریخ : شنبه 94/7/4 | 11:28 صبح | نویسنده : باران | نظر

  • paper | ماه دامین | صحاب